
نرگسش وامیکند طومار استغنای نازیعنی از مژگان او قد میکشد بالای ناز چشم مستش عین ناز، ابروی مشکین ناز محضاین چه توفان است یارب، ناز بر بالای ناز بیدل...
ادامه مطلب
من اگر ساز کنم, حاضری آواز کنی ؟غزلی خوانی و چون نغمهٔ دل بازکن...
ادامه مطلب
ناز پری ، نازپری ، ناز کنحرف دلم را بزن ، آواز کنشعر بیاموز دلم را ، پریقلب مرا باز کجا می بری ؟شعر بگو ، راز مرا فاش کنقلب مرا غرقه ی « ای کاش » کنکاش دو چشمم ز تو سو می گرفتاشک که می ریخت وضو می گرفتدل به سوی چشمه شبنم شتافتچشمه ز گرمای دل من گداختقبله ی من شو ، به نماز آورمدر قدمت دست نیاز آورم م...
ادامه مطلب
تقصير خودم نيست اگر غرق تو بودميا اينكه شدى باعث آرام وجودم تقصيرتوهم بود كه با ناز نگاهتگشتى همه دنياى من و بود و نبودم من مست نگاهت شدم و در تب وتابمتا بافته از عشق تو شد تارم و پودم جز عشق تو در خانه دل هيچ نديدمجزوصف رخ ماه توشعرى نسرودم من سيبم و تو جاذبه ى عشق زمينىمن منتظر جاذبه ى عشق تو بودم دريا دلى و موج به موجت همه اميددر محضر درياى دلت شاخه ى رودم گفتم كه برايت كمى از عشق بگويميا اين كه مراعات كنم حد و حدودم؟ #طاهره_داورى...
ادامه مطلب