عشق من ؛ روزی که تورا دیدم آجرهای فشاری عشقت بر زیربنای سیمانی قلبم جوش خورد و مغزم چون فرغون ؛ خاک رس عشقت را به هرسو حمل می کرد!
روزهای زیادی ؛ با دوغ آب اشکهایم ؛ خشت غم می ساختم و خاک کدورت را با غربال محبت پاک می کردم!
همیشه فکر می کردم که پایه عشق ما از بتون آرمه است و وفای تو از آهن پروفیل مستحکمتر است اما دریغ که پایه عشق تو چون گچ کشته نم کشیده فروریخت !
قبل از این بی وفائی ؛ من قلب تو را رهن کرده بودم غافل از این که تو بساز بفروش هستی!
تا زمانی که این را نمی دانستم هر زمان روحم را با ماله ؛ صیقل می دادم و صافی و صداقت آن را طراز می کردم اما جواب منفی تو چون تیشه ای ؛
کاشی های قلبم را شکست !
باز با این همه اطوار ؛ من تورا همچون یک خانه پنج طبقه لوکس دونبش گرامی می دارم
دوستدار تو - بنا
https://telegram.me/Haoshyangha
برچسب:
نویسنده: مریم شجاعی