در ایران باستان برای انسان ، به وجود « تن » و چند گونه نیروی مینوی قایل بودند .تن ، همان وجود مادی انسان است اما نیروهای مینوی انسان « اهو = a-hu » ، دئنا = daena » ، « بئوذه » ، « اورون = urvan » و« فروشی » است . « اهو » ، نیروی زیست است . وظیفه آن نگاهداری تن و تنظیم زیست طبیعی آن است . این نیرو با تن به هستی می آید و با آن نیز نابود می شود . « دئنا » ، در اوستا به معنی « وجدان و دریافت روحانی » انسان را دارد . این نیرو را آغاز و انجامی نیست و اهوره مزدا ، آن را در تن انسان می نهد تا او را به نیکویی و زشتی کردار خویش آگاه سازد و نیکی را بستاید و بدی را نکوهش کند . « بئوذه » ، نیروی درک و حس انسان است و حافظه ، هوش و قوه نمییز را اداره می کند . « اورون » ، مسئول کردار انسان است و گزینش خوب و بد بر عهده اوست . « فروهر یا فروشی » ، به معنای دفاع و ایستادگی است . و با واژه ایرانی میانه و نو « گرد » به معنای دلیر و قهرمان خویشاوند است . پژوهشی در اساطیر ایران مهرداد بهار https://telegram.me/Haoshyangha