خرید بک لینک
گفتمش هنگام وصل است ای بت فرخار ، گفت :

باش اکنون تا برآید ، گفتم : از گل خار ، گفت :

جانت اندر هجر ، گفتم : جان پی ایثار تست

گرچه هست این هدیه در نزد تو بی مقدار ، گفت:

عاشقان را رنج باید برد ، گفتم : رنج عشق ؟

گفت : از آن دشوار تر ، گفتم : فراق یار ، گفت :

چشم مست ما تو را هم ساغری برکف نهاد ؟

گفتم : از میخانه کس بیرون رود هشیار ؟ گفت :

ناوک دل دوز ما را شد دلت آماجگاه ؟

گفتمش جانا مرا نبود دلی در کار ، گفت :

دل ببردند از کفت ؟ گفتم : بلی ، گفت : این جفا

از که سر زد ؟ گفتم : از آن طره ی طرار ، گفت: ....ملک الشعرای بهار

برچسب: بت فرخار,معنی کلمه بت فرخار,معنی بت فرخار, نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 22:28

صفحه بندی